Contact
تماس
 
 

 

 

 

 

 

هـمــــــه در بـــاره زنـــــــان افــغــــــان

 

 

اندوهنامه سرنوشت زن در افغانستان

 

نوشته :   نصير مهرين  

کاپی شده از سایت ادبی ، هنری و اجتماعی و تاریخی فردا

 

الف: تأملی بر پاره يی از جدايی ها

 

درس نخوانيد!

        جدا درس بخوانيد!

                  يکجا درس بخوانيد!

                              هيچ درس نخوانيد! ....

 

باياد معطرليلی صراحت روشنی، که پس ازانتشار نوشتهء چادری نپوش، چادری بپوش، چادرنپوش ِ او، بارها ازاين يادداشت هاصحبت کرديم.

    در ميان جمعی از دوستان که زنها جدا و مرد ها جدا نشسته و سرگرم قصه های بودند که آنرا از هر چمنی ثمنی و از هر دهن سخنی گويند؛ موضوعی هم از سلوک و نحوه راه رفتن برخی از زنان و مردان شرقی روئيد. دوستی حکايت کرد که:

"پس از ختم کار، پياده با يک جوان افريقايی همکارم، به سوی وسايل ترانسپورتی می رفتيم. جوان افريقايی با دست به سوی زن و مردی اشاره کرد که از لباس های شرقی و سر و وضع شان آثار مهاجر بودن در آلمان هويدا بود. مرد در فاصله دو سه قدمی پيشتر از زن راه ميرفت و زن که دو خريطه از مواد خريداری شده و شايد مواد خوراکی را حمل ميکرد، در عقب او راه ميرفت. جوان افريقايی در نزديکی آنها به مرد شرقی سلام داد. جوان افريقايی از و پرسيد: کسی که در عقب شما می آيد همسر تان است؟ او جواب داد: بلی. پس از دو سه سوال ديگر، جوان خريطه ها را از دست زن گرفت و به مرد سپرد. برعلاوه به مرد گفت لطفاً ايستاده باشيد و به زن گفت پهلو به پهلوی مرد خويش راه برو...

هرچهار نفر خنديديم و با هم خدا حافظی کرديم."

با پايان يافتن اين قصه، نکته ديگری طرف دلچسپی قرار گرفت. دوستان متفق القول بودند که مرد ها پيش از نامزدی، و دوران نامزدی و روز های هم پس از عروسی و شروع زندگی مشترک، در عقب نامزد ها و يا همسر خويش راه ميروند. بيشترين وقت ها، مرد با تعارف به زن می گويد که پيش برو، اول خودت برو، جانم خواهش ميکنم وقس عليهذا. اما پس از چندی، اين نحوه سلوک پايان می پذيرد. مرد دنيای واقعی مردسالاری اش را که بدان اخته شده است در پيشآمد های طبيعی و دور از تعارف نشان ميدهد. هنگام راه رفتن، در فکر همسرش نيست. حتا اسباب و مواد خريداری شده را نيز تحويلش ميکند که زن انتقال بدهد.

اين همه قصه ها و مطايبه های ديگری که حکايت از گوشه های واقعيت های ريشه دار و تلخينهء پيشينه و حاليه دارد، سخنانيست که از دهان مرده ها شنيده ميشود. حال قياس آن را کنيم  که زن چه اندازه از اين گپ ها برای گفتن دارد. با آن که جای آن ناگفته و نانوشته ها خالی به نظر ميرسد، اما، باب توجه به پاره يی از بقيه مسايل را ميگشايد که خارج از محدوده سلوک شخصی افراد خانواده، نهاد های اجتماعی و سياسی و حکومت ها را نيز بخود مشغول ساخته است. بحث بر سر حق زن ميرسد. يادداشت های نامرتب پايان در ادامه چند صحبت که درين باره بود تهيه گرديده است. تصور ميکنم که اين يادداشتها گوشه يی از نحوه تفکر نسبت به زن و تجارب گروه های مختلف اجتماعی را نشان بدهد.

 

برای مطالعه ادامه این مطلب اینجا را کلیک نمائید

 

 

زن و زنــــدگـــی

 

 
اگرما به گذشته ها مراجعه نمایم دیده میشود که زن در سیر تکامل بشری درادوارمختلفه تاریخی در مناطق مختلف جغرافیايی وهمچنان در تحت شرایط گوناگون زمانی و مکانی ودرزیرشرایط گوناگون سیاسی، کلتوری وفرهنگی ، دینی و مذهبی، جنگ وصلح و...مظلوم واقع شده اند . گاهی هم از حقوق انسانی و بشری خود بی بهره شده و بوده اند وچه بسا زنانی اند که همین اکنون درگوشه وکنارجهان امروزی ومدرن که ما از حقوق بشر سخن داریم ومیزنیم حتی درمترقی ترین کشور های جهان همچو  امریکا و اروپا زنان همچو برده مورد خرید و فروش و داد و ستد قرارمیگیرند و با جبر و اکراه به فحشا کشانده می شوند و از جسم عریان آنها از در تبلیغات و اشتهارات تجارتی به وفور استفاده می شود و گذشته از آنکه چه بسا زنانی درگوشه وکنارجهان کنونی ما با خشونت های فامیلی واجتماعی روبرو هستند و اما سوال درین جاست که آخر تا کی؟
چه وقت مرد، زن را همتا خود و او را منحیث یک بشرو انسان ازنظر حقوق انسانی، اجتماعی، سیاسی، کلتوری و فرهنگی ، دینی و مذهبی باخود مساوی و برابرمیدانند؟
چه وقت دیگر اجتماعات بشری  از فرق گذاشتن بین زن و مرد باز میآیند؟
چه وقت دیگر فامیل ها از فرق گذاشتن میان پسر و دخترهای ایشان باز میآیند؟
و ده ها چرا ها  و چوقت های دیگر ...؟
زن که خواهر است و زن که همسرو مادر و دختر است و درهر مرحله ای از این سیر زندگی خویش همیشه مهربان، محسوس، لطیف مشفق ،همدم وهمراز، پرعاطفه و حساس بوده است و اما حیف که در هر یک از این مراحل زندگی خویش مورد بی لطفی ها ، بی مهری ها ، تهدید ها و حتی ضرب وشت ها  قرارگرفته اند و میگیرند و بسا که حتی تهدید به  مرگ و محکوم بمرگ بخاطر خرافات و سنت های قومی و قبیله ئی شده اند
درواقعیت امر زن چه بسا که درطول حیات وزندگی خویش خانه واقعی ومنحصربه فرد خودش نداشته است و از جبر زمانه و روزگار، وامانده و خسته و ناچار دست بدست گشته است . آری زمانی که او کوچک و کودک، طفل ونوجوان بوده است خانه پدر خانه او بوده  و است و زمانی که ازدواج مینماید خانه شوهر خانه او میشود و است، خانه ایکه درآن همه نیرو و توانمندی زندگی ، همه جوانی و ظرافت دخترانه، لطافت و زیبایی، احساس و عواطف انسانی خویش را منحیث همسر و مادر مایه میگذارد و بلاخره درآخرعمر و کهولت و سالخوردگی خانه پسر و یاهم یکی ازوابستگان، خانه او میشود. پس متاسفانه زن در طول حیات و زندگی خانه ای ندارد  گاهگاهی و بعضأ و همیشه  بار دوش  پنداشته  شده  است

این است واقعیت زندگی یک زن در اجتماع چون کشور ما افغانستان و تقریبا همه کشور های افریقایی ،آسیایی و امریکا جنوبی و اینک ما  درعصر قرن بیست یکم باز هم رو برو به چنین واقیعت های تلخ زندگی و بشری هستیم

اگر این موضوع را بصورت اساسی مورد مطالعه قرار دهیم دیده میشود که زنان درهر کشوری مشکلات منحصر بخود را دارد حتی در کشور های پیشرفته جهان چون امریکا و کشورهای اروپایی زنان مواجع با خشونت های فامیلی ، تجاوز و سؤ استفاده جنسی ، اجبار به فحشا و....قرار میگیرند

متأسفانه زن هیچگاه درطول تاریخ بشری و بصورت اخص میتوان گفت هیچ زنی در زندگی انفرادی خویش هم اکثرأ دراجتماع انسانی احساس امنیت نکرده است و در هرپله و مرحله از زندگی به نحوی نه به نحوی  خویش را نا امن ونا مصؤن احساس کرده است و متاسفانه خاطره های تلخی هم از دوران کودکی تا جوانی و از جوانی تا آخرین لمحه های زندگی با خود داشته است که بازهم درجوامع شرقی بنابر ملحوظات دینی و مذهبی، کلتوری و فرهنگی ناگفته مانده و آنرا با خود دفن کرده اند. عجیب نیست که امروزهم دختران و زنان کشور های جهان سوم حق انتخاب ندارند. راه و روش زندگی، حق تحصیل و کار و حق انتخاب همسر و شریک زندگی را نداشته و ندارند  او همیشه در یک حالت بلاتکلیفی و واماندگی، اجبارو فشار، صبرو شکیبایی، تحمل و برده باری بار گران زندگی را بدوش کشیده است و می کشند

 

فریور     تابستان     2005 

 

خشونت در برابر زنان در کشور های مختلف جهان سایت انترنتی از بی بی سی خیلی جالب بوده و ارزش آنرا دارد که به این سایت سری زده شود  

    برای مطالعه بیشتر این مطلب اینجا را کلیک نماید

 

 

 آیــــا جـهـــــــان مـــا بــرای دخـــــــتران و زنــــــان امـــــن وامـــــــان مـیبـــــاشــــــد ؟

 

 

متاسفانه که بنابر دلایل گوناگون اجتماعی و  زد و بند های  مرد سالاری دختران و زنان حتی از زمان کودکی تا آوان پیری و کهنسالی در اجتماعی که زندگی دارند هرگز احساس امنیت نداشته و ندارند. این پدیده شوم و مضحک نه تنها مشمول جوامع شرقی میشود بلکه در جوامع غربی نیز دختران و زنان با فرآیند های جدی تری از این ناامنی و ناامانی هادر زندگی ایشان روبرو هستند که تنها و تنها طرز روش ها و پیش آمد ها و نحوه تجاوزات و بی حرمتی ها بنابر دیگرگونی و استیلا کلتوری و فرهنگی ، دینی و مذهبی و همچنان حاکمیت شرایط اجتماعی و اقتصادی از هم فرق دارد 

 

در جوامع شرقی و اسلامی و بویژه در جامه ما نه تنها حرف زدن در مورد مسایل جنسی تابو و حرام شمرده میشود، بلکه دختران آنقدر از پسران دور نگهداشته میشوند که در نزد آنها این وضع و حالت پرسش برانگیز میشود و هیچکسی هم با آنها جواب قانع کننده ای نمی دهند و مدت ها نزد آنها منحیث یک پرسش باقی میماند تا آنکه آنها به سنینی بالاتر میرسند و از رسم و رواج های اجتماع خود آگاهی پیدا مینمایند و بالاخره پاسخ این پرسش خود را خودشان مییابند که مفهوم این همه سخت گیری ها و محدودیت ها چه است . چرا پدران و مادران ایشان این زنجیر ناگزیری را در همه عرصه ها زندگی در پای آنها بسته اند و همیشه از مادران ایشان می شنیدند و می شنوند که :  و

تو دختر هستی باید بلند خیز نزنی ، تو دختر هستی و یا سیاه سر هستی باید بلند خرف نزنی ، تو دختر هستی باید بیرون نه روی ، تو دختر هستی باید مکتب نخوانی و هزار ها تو دختر هستی های دیگر.. و دیگر

 

    یکی از حق تلفی های دیگری که در جامعه ما زندگی دختران را تهدید کرده و  محیط و پیرامونن ایشان را به یک زندان مینماید عبارت از ازدواج های اجباری در خرد سنی میباشد و در اکثر به اتفاق ازدواج های که در کشور ماصورت میگیرد اصلا تصمیم گیری ها در دست پدر و مادر و دیگر اعضا فامیل بوده و رضایت دختران امر حتمی شمرده نمی شود. پدیده دیگری که خیلی ها مضحک است بدل دادن دختران است یعنی اینکه زمانی دو فامیل باهم  یک منازعه دارند . منازعات معمولا در اثر جنگ ها  بوجود میآید و بعضا به کشت و خون کشیده میشود و برای اینکه از تداوم این کشت و خون ها جلوگیری صورت بگیرد در بین مردم ما رواج است  که چنین مسایل را در محدوده قومی و محلی در اثر نسشت و جرگه های ولسی حل و فصل نمایند و برای این منظور فامیل که ملامت و مقصر شناخته میشود باید بظرف مقابل یک دختر بطور بد باید بدهد که بدبختانه یکی از بدترین از اشکال ازدواج دختران در کشور ما بوده و این دختر مظلوم تا آخرین لحظات عمر همچو برده و کنیز در خانه شوهر حیات به سر برده و از هیچگونه حقوق انسانی در اکثر موارد برخوردار نمی باشند  

 

یک پدیده دیگری که دختران را در کشور ما بطرف بدبختی و تلخ کامی میکشاند عبارت از عرف گرفتن شیر بها یا تویانه میباشد که این پدیده نه تنها دختران را به تیره روز و بدبخت می کشاند و در خانه شوهر دچار پرابلم ها و مشکلات جدی و بی شماری میشوند بلکه پسران را نیر وارد یک مرحله جدی از زندگی خود میشوند و ناگزیر هستند این همه مصارف را تهیه ببینند و آماده نمایند که تعداد از موارد آنها نمی تواتتد برای چندین سال عروسی نمایند ویا مجبور به فروش ملکیت های شان شوند ویا هم سال ها زیر قرضداری های دوامدار حسنه ویا هم با ربع باقی بمانند که باز هم خود این مساله اسباب زجر و عذاب ، ناآرامی و فشار های روحی، نیش زبان و کشیدگی های دوامدار فامیلی را برای تازه عروس به بار میآورد 

 

چنانکه همه ما میدانیم در بعض مناطق کشور مساله شیربها یا تویانه یا ولور قبل از این که فامیل دختر تصمیم نهائی خود ایشان را بگیرند و دختر ایشات را با پسر موزد نظر نامزد نمایند با فامیل پسر مطرح وهمراه با یک  تعداد تعهدات و پیمان ها میباشد که در بین فامیل های پسر و دختر بسته میشود که نظر به منطقه و اقوام مسکون در ناحیه بر اساس رسوم ورواج های مسلط در ناحیه  از هم فرق مینماید.بطور مثال در دهات و در بین ترکمن ها ، ازبک ها در شمال کشور و همچنان در بین اقوام پشتون در مناطق جنوب ، شرق و جنوب شرق کشور و نواحی مرکزی کشور رسم برآن است که قبل از توافق و رضایت به وصلت داخل یک معامله پولی میشوند که بایستی فامیل پسر منحیث شیر بها ویا ولور به فامیل دختر بپردازد. که البته این مبلغ هم نظر به مناطق و قوم مربوطه از هم فرق مینماید 

 

بدبختانه در جامعه ما این گونه مسایل تا حدی پیش میرود که در خورد و خور فرزندان هم اثر میگذار و اکثرا دو رنگی و تبعیض در حق دختران روا داشته میشود که مادران و پدران ترجیع میدهند که  پسران ایشان از نظر خوراک و پوشاک در شرایط بهترتری نسبت به دختران ایشان قرار داشته باشند و حتی این معمول را میتوان در مورد زنان هم در جوامع گوناگون و جامعه ما مسلما دید. زیرا جامعه افغانی در هر شرایطی همشیه چه از نگاه استقبال و پذیرائی ، چه از نگاه احترام و حرمت و مسایل خوراکی مردان را نسبت به زنان در ارجعیت قرار میدهند. یعنی این یک تخطی صریح به حقوق دختران و زنان در جوامع گوناگون و اجتماع  ما متاسفانه بوده و این خود میرساند که بدبختانه در اکثر جوامع به دختران و زنان بحیث انسان های درجه دوم نگریسته میشود 

 

دختران و زنان نه تنها در کشور های شرقی با خود احساس ناامنی و امانی دارند بلکه در کشور های غربی نیر آنها نتوانسته و نمی توانند خود را امن و امان احساس نمایند و در انتهائی امر دریغ و درد که انها این احساس ناامنی را با خود به گور میبرند. اگر زیرکانه در ژرفنا این پدیده ناامنی نگریسته شود بصورت آشکارا دیده میشود که هیچ دختری را نمی توان در کره خاکی ما پیدا نمایم که به گونه ای نه به گونه ای یا هتک حرمت نه شده باشد ویا بلا اجبار زیر بار تجاوز نه رفته باشد ویا هم تجاوز جنسی به او نه شده باشد ویا درنهایت امر به گونه ای نه به گونه ای فریفته نه شده باشد و از او بهره برداری جنسی صورت نگرفته باشد

 

 بسا دیده شده است که دختران در خرد سالی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و خوشبختانه که این گونه اعمال شنیع دیگر در جوامع غربی در لفافه و پرده  شرم و حیا ، بی آبروئی و بی عزتی ، بی غیرتی و ننگ پیچانیده نه شده و به ابدیت سپرده نمی شود بلکه این گونه پدیده ها و رخداد های فجیع افشا میگردد و به سرعت به یک خبر جالب مبدل میشود و به رسانه ها راه پیدا میکند و در راه رفع پی آمد های روحی و روانی آن با اطفال کار میشود. در حالیکه در جامعه ما و بسا کشور های دیگر شرقی چنین رویداد های بنابر عوامل اجتماعی چون رسم و رواج ها، آبرو عزت , ننگ و غیرت و زسوم وعادات و ... و  از آگاهی یافتن مردم جلوگیری شده و خیلی پنهان کاری ها صورت میگیرد تا مگر عزت و آبرو فامیلی حفظ شود و حتی بخاطر همین عوامل سنتی و رسوم خویش آنها به مراجع قانونی هم مراجعه نمی کنند. در پاره ای از حوادث و رویداد های دیگر همچنان پدیده میشود ، اینگونه رخداد ها از طرف دختران نیز بنابر ترس و همچنان هراس از بی آبروئی و بی عزتی در پرده اختفا پیچانیده شده و تا اخیرین لحظه حیات آنرا فاش نمی دارند . از آنجایکه در جامعه ما رسم و رواج ها ، فرهنگ و عنعنات منطقوی بالاتر از حقوق انسانی و شهروندی و اجتماعی افراد پنداشته می شود ، دختران از جانب پدر و مادر و حتی برادران و اقارب نزدیک بجای اینکه از آنها حمایت شود برخلاف مورد بی مهری و بد رفتاری قرار گرفته و حتی ملامت و سرزنش میگردند و به اتهام اینکه اگر تو زمینه را مساعد نمی ساختی ممکن چنین حالتی بوجود نمی آمد، در حالیکه آن معصومان در زمینه هیچگونه تقصیری و گناهی ندارند و از اینجاست که دختران دراجتماع ما بدبختانه بصورت دوجانبه در امن و امان نمی تواند باشند

 

در جوامع غربی تجوزات جنسی و هتک حرمت به شرف و غزت دختران میتواند مشابه به نوعی باشد که در جوامع شرقی دیده میشود. تنها فرق آن اینست که جوامع غربی با نگراندیشی و واقعیتگرائی با این گونه مسائل برخورد می نمایند. در حالیکه در جوامع شرقی با تنگ نظری و از ورا و دید رسوم و عادات و هم چنان برخورد های اجتماعی ایشان با آن مینگرند. این گونه نا امنی های دختران و زنان را در پیرامون خود ایشان به وضوح میتوان لمس و آشکارا مشاهده کرد چون ناامنی آنها در محیط فامیلی و اقارب نزدیک و دور، در محیط آموزشی و تعلیمی ، در محیط کار و اشتغال نام برد

 

متاسفانه پدیده دیگری که امنیت و مصونیت دختران و زنان را تحدید میکند همانا به بی راهه کشیدن دختران و زنان به اعمال ناشایسته ای چون تن فروشی و فحشامیباشد. چه خیلی خیلی اندک از دختران و زنان به میل و رغبت خود ایشان تن به چنین اعمالی می دهند. بلکه در این عرصه دختران از سنین کودکی اختطاف و دزدی شده و از همان آوان کودکی و نوجوانی وادار به این کار می شوند و همچنان زنان به ذرایع و طرق گوناگون و به بهانه های گوناگون اغوا گردیده و توسط مافیا جنسی مجبور و وادار به تن فروشی و فحشامی شوند و متاسفانه در دنیا مصرفی و سرمایداری غرب عمل فحشا گونه یک ابزار تولیدی و صنعتی یعنی سکس اندیستری را بخود گرفته است و به آن صبغه صنعتی داده شده است و مافیا سکس بعد از مافیا مواد مخدر از نگاه قدرت و خشونت  در درجه دوم در جهان غرب قراردارد

 

چنانکه متاسفانه در دورا دور دنیا هستند، خیلی از مریضان غریضه جنسی که ارجعیت آنها بطرف بازی جنسی با اطفال میرود و امروز هستند مافیا های در گوشه و کنار دنیا که برای رفع عطش اینگونه مریضان دست به دزدی کودکان و اطفال دختر ( همچنان پسر ) زده و آنها را در خدمت اینگونه افراد قرار میدهند و  بدبختانه راه عرضه این کار را سایت های انترنتی که به اینگونه اعمال اشتغال دارند آسانتر و سهل تر ساخته است. با وصف آنکه امروز در گوشه و کنار دنیا سازمان های برای حمایت از این گونه کودکان و اطفال و همچنان زنان تاسیس یافته و فعال هستند ولی دریغ و درد که این مافیا ها آنقدر وسعی و قوی و همزمان به آن خشن و دردنده خو هستند که از هر موانعی به آسانی عبور میکنند

 

اگر سیر تاریخ انسانی را کاوش نمایم و زیر کنکاش قرار دهیم دیده میشود که در درازا تاریخ در همه جوامع بشری از آوان بربریت تا انسانهای دانا و با سواد که داد از دانش و تعقل میزنند و در مترقی ترین جوامع بشری که به علم و پیشرفت خویش فخر می فروشند و جوامع شرقی را عقب مانده و عقب گرا می خوانند آنگاهی که نظم ، امنیت و دسپلین اجتماعی برهم خورده است و جای قانون و ظوابط دولتی و اجتماعی را انرشی و خود سری گرفته است اولین قربانی را دختران و زنان داده اند . آنها حتک حرمت شده اند ، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند ، در برابر چشمان بهت زده ایشان مرک و کشته شدن عزیزان ایشان چون مادران ، پدران ، برادران ، شوهران ، پسران و دختران و دیگر وابستگان ایشان را با وحشی ترین گونه های از خشونت و بی رحمی دیده اند 

 

در این فرصت بایستی تامل کرد و به یک معمول دیگر یک بازنگری کرد و آن اینکه هنوز هم بگونه واقعی نمی توان گفت که حقوق زنان در کشور های غربی  مورد حرمت و احترام قرار میگیرد . در حالیکه هنوز هم زنان درین کشور ها به نوعی نه به نوعی همتا مردان دانسته نمی شود و حتی به وصوع در مسایل اجتماعی و عرصه کار و روزگار مواجع با چنین تبعیضات هستند و چه بسا که حشونت خانوادگی که یک پدیده سنتی در جوامع شرقی دانسته می شود و این سد تا اندازه ای در کشور های غربی بعد از نیمه قرن بیست شکستانده شده است ولی باز هم خشونت خانوادگی در جوامع غربی رخت نه بربسته است

 

ا. ص      

 

      سپتامبر     2006

 

 

اثـــــرات جـنـــــگ در زنـــــدگـــــی زنــــــــان افـغــــــان

 

 

بر اساس قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد در مورد زن، صلح و امنيت، دولت افغانستان متعهد به بهبود وضعيت زنان و ايجاد تغييرات مثبت در زندگی آنان شده است

مسعوده جلال وزير امور زنان افغانستان گفت زنان افغان که آسيب ديدگان اصلی بحران و جنگ در سالهای اخير اند، وضعيت بهتری نسبت به گذشته ندارند . او گفت: "در همين شهر کابل، هم اکنون در منطقه دهمزنگ (محله ای نزديک به مرکز شهر) خانمی به سن ۳۳ تا ۳۵ سال با لباس ژوليده، سرو پای برهنه، چهره ای به خاکستر آکنده که همه ديوانه مينامندش و او را از خود می رانند، بر روی خيابان عمومی می ايستد و از هر رهگذری در باره فرزندش، شوهرش و اعضای خانواده اش می پرسد و التماس می کند که رهگذران، ازدست رفتگانش را به او نشان دهند

خانم جلال افزود: "اينگونه قربانی ها کم نيستند، در هر شهر و روستای کشور ما، زنانی هستند که با وصف خاموش شدن غوغای جنگ هنوز هم در شعله های باقی مانده آن می سوزند و سمندر وار خاکستر می شوند

 

 

بیـــش ازیــک میـلیـــــــون بـیــــــوه درافـغــــانـســــــــــتـان زنـــــــدگـــــی مـیـــــکنـــــــــــد

بی بی سی


 

دفتر نمايندگي سازمان ملل متحد در کابل اعلاميه‌اي منتشر کرده که در آن روز جهاني خانواده، امسال به نام تغيير خانواده، فرصت‌ها و چالش‌ها نامگذاري شده است

بی بی سی همچنين اعلام كرد: روز خانواده و تجليل از آن براي بيشتر افغانها يک مفهوم و تعبير جديد است، افغانها بطور سنتي در واحد هاي کوچک زنگي مي کنند، که در رأس آن پدر و مادر به طور نامتعادل سرپرست آن هستند

تحولات و بحران‌هاي چند دهه اخير در اين کشور نه تنها دگرگوني هايي در ساختار جامعه وارد کرده بلکه موازي با آن، تغييراتي را در ساختارهاي خانواده گي نيز بوجود آورده است

افزايش آمار زنان بيوه، فقر و بحران هاي خانوادگي که ناشي از سنت‌هاي قبيله‌اي در اين کشور است سبب شده که بسياري از خانواده ها متکي به يک سرپرست (پدر يا مادر) باشند بيشتر زناني که همسران خود را از دست داده‌اند، اکنون تنها نان‌آور خانواده‌هاي خود هستند، درحالي که در گذشته اين زنان و فرزندان آنها وابسته به خانواده‌هاي نزديکان خود بودند

بر اساس آمار منتشر شده از سوي سازمان ملل متحد در افغانستان بيش از يک ميليون بيوه زندگي مي‌کند . تغييرات در زندگي اين گونه زنان سبب شده تا آنها بيشتر مسوليت پذير باشند، به عنوان عضو فعال در اجتماع حضور يابند و به فعاليت هاي اقتصادي مشغول شوند . اما اين تغييرات که ناشي از وضعيت نابسامان اقتصادي خانواده هاست بيشتر تحميل شده به نظر مي‌رسد

شمار متعدد سازمان‌هاي غيردولتي ملي و بين المللي بطور ناهماهنگ و محدود براي خانواده‌هاي تک‌سرپرست کار مي‌کنند . اما به گفته مسؤول يکي از نهاد هاي کمک به زنان فقير و بي‌سرپرست افغان، اين فعاليت‌ها کافي نيست . در حال حاضر دولت افغانستان با موضوع بهبود شرايط کار و زندگي براي حدود 300 هزار زن افغان روبروست که تنها نان‌آور خانواده‌هاي خود هستند

 

 

دخـتـــــــــــر ویـــا پـســــــــــــر

 

 

آیـــا درپیــــــدایــــش فــــــرزنــــــد دخـتـــــر نـقــــــش زنـــــان اســـــاســــــی واصـــــلــی اســـــت ویـــا از مـــــــــــردان ؟

 

زندگی بشری در طول تاریخ نشان داده است که انسان ها همیشه رغبت بیشتر به داشتن فرزند پسر نظر به دخترداشته اند و این اصل در تمام جوامع انسانی، در همه فرهنگ ها وکلتورها در همه ادیان و مذاهب یکسان رواج داشته است. واما امروز در قرن ٢١باز هم دیده می شود که این موضوع در جوامع شرقی،آسیائی،افریقائی وامریکا لاتین به شدت و قوت خود به همان شکل بدوی و اصلی آن وجو دارد. ولی در جوامع غربی ومتمدن امریکائی و اروپائی نیز مدم هنوزمردم بیعلاقه نیستند که پسرداشته باشند نظر به داشتن یک دخترو پسررا ترجیع مدهند. دربعضی جوامع وفرهنگ ها این موضوع آنقدر ریشه عمیق دارد که در بسا موارد اسباب ناراحتی زوج ها ، فامیل های ایشان و اجتماع را بار آورده وچه بسا که دربعضی ازفرهنگ ها و ممالک چون هند و پاکستان اسباب اساسی بدبختی زنان را فراهم آورده است و روزانه به صد ها زن زندگی خودرا دراثر آوردن فرزند دختربدنیا ورسم ورواج های بیهوده و خرافاتی و همچنان طمعه و توقعات بی حد وحصر و بیجای داماد ها و فامیل های ایشان از دست میدهند. در کشورعزیز ما افغانستان هم بدبختانه زنان زیربارسنگین رسم و رواج های بیهوده و خرافاتی و قبیلوی وقومی و محلی  چون شیربها ، ولور، جهیزیه  آوردن فرزند دختر بدنیا وغیره وهمچنان توقعات دیگری اگرچون هند و پاکستان مالی نیست  واما بدتر از آن زیر توقعات و تبعیت های غیر معمول اجتماعی وفامیلی قرارداشته ودراکثراوقات تا آخرعمربرعلاوه امورات سنگین زندگی وتربیه اطفال وارد کشیدگی های فامیلی شده دچاربدبختی و مشکلات فوقالعاده بغرنج و طاقت فرسا زندگی می شوند

واما سوال دراین است که کدام یک مرد ویا زن مسول پیدایش دختر میباشد چرا در بین مردم بصورت عام یک مفکوره غلط وبدون اساسات علمی شایع است که زنان مسول پیدایش دختران می باشند. صرف نظر از اینکه فرزند دختر و پسرهردواولاد بوده  و نباید هیچ تفاوتی پدران و مادران ئر بین فرزندان خود قایل شوند واما بدبختانه دراکثر فامیل ها بین دختران و پسران ایشان فرق و تبعیض میگذارند که این بخودی خود یک مشکل و پرابلم خیلی عمده وبزرگ اجتماعی بوده و می باشد.

 ازنظرهستالوژی ویا حجره شناسی حجرات انسانی و حیوانی از٤٦عدد کروموزم  تشکیل گردیده است. حجرات انسانی وحیوانی دارای بخش های مختلف حجروی می باشد که از جمله کروموزم یکی از بخش های خیلی اساسی آن بوده که مسول انتقال تمام خواص انسانی، جنسی وارثی از والدین به فرزندان آنها می باشد. حجرات جسمانی دارای ٤٦عدد ویا ٢٣ جوره کرموزم می باشد درحالیکه سپرم مردان و تخمک های زنان دارای تنها ٢٣عدد کرموزم می باشد که بعد از یک جا شدن سپرم و تخمک آنها ٢٣جوره ویا٤٦عدد کروموزم را تشکیل میدهند که در اصل سپرم مردان متشکل از دونوع کروموزم ایکس ووائی می باشد که کروموزم ایکس کروموزم دختری و وائی پسری میباشد و تخمک زنان تنها حاوی دو نوع کرموزم ایکس و ایکس دختری می باشد. زمانیکه سپرم مرد با تخمک زن یکجا می شود اگر کروموزم مرد از نوع ایکس باشد بناء یک کروموزم دختری از پدرو یک کروموزم دختری ازمادرمی آید واین موضوع باعث می شود که نطفه یک دختر در بطن مادربسته شود ودر نتیجه فرزند آیند این زوج دختر باشد واگر درزمان بسته شدن نطفه سپرم مرد دارای کرموزم وائی ویا از نوع پسری باشد. درحالیکه تخمک  زنان درهرحالتی همیشه متشکل از کروموزم ایکس میباشد والقاء این دوکروموزم وائی و ایکس باعث میگردد که طفل آینده این زوج پسرباشد. بناء علم طب بخوبی ثابت می نماید که در پیدایش و تولد پسر و دختر زنان هیچ رول ونقش ندارند واین مردان هستند که رول اساسی وعمده ای را درهردو حالت بازی می نمایند ومسول اصلی و اساسی جنسیت طفل آینده یک زوج می باشند و زنان هیچگونه نقش و رولی درتعین جنسیت اطفال آینده ایشان ندارند. 

 

 

آیــــا رســـــوم و عـنعــنــــــــــات مـــا بــــالاتــــــر از دیـن و آئــین مــــا اســـــت ؟

 

 

ازآنجایکه درکشورمان افغانستان مردم خیلی ها سنتی و دربسا مسایل خرافاتی هستند. متاسفانه تداخل بعضی مسائل فرهنگی، کلتوری، عادات ، سنن، عرف ها و خرافات در قالب دین و مذهب از طرف مردم و به اشتباه گرفتن مسائل فوق الذکر از طرف مردم منحیث احکام دین ومذهب باعث گردیده است که متاسفانه احکام روشن دینی ومذهبی نادیده گرفته شود وازآن عدول صورت بگیرد و به بعضی سنت ها، عادات و عرف های مردمی سبغه دینی و مذهبی داده شود و این اصول منحیث اصول دین و مذهب نهادینه شود ودربسا مسائل دست مردها را بازتر از زنان بگذارد و گاهاین گاهی خرافات و عرف ها و عادات برای زنان در افغانستان زندگی آنها را خیلی دشوارو سخت و حتی بعضاء برای آنان طاقت فرسا میسازد و در مقابل دست مردان را درتعین و تکلیف حقوق، آزادی های فردی  و صلاحیت های زنان بازمیگذارد. و جای تعجب هم نیست که متاسفانه حتی خود زنان هم در جامعه بسته و مردسالار ما بصورت درست و اصولی از حق و حقوق، آزادی های فردی و اجتماعی، ازصلاحیت ها وامتیاز های که برای ایشان دین و مذهب در زندگی روزمره و در اجتماع قایل شده است کاملا و بصورت درست آگاهی ندارند و به یک نوعی نه بیک نوعی زندگی را در تحت چنین یک شرایطی قبول کرده اند بخاطر آنکه بالای آنها چنین رسوم واصول مرد سالارانه تحمیل وقبولانده شده است و از اینجاست که این اصول و قرار داد های اجتماعی از مادران به دختران انتقال داده شده و دختران هم به تاسی از مادران ایشان با قبول آن به صورت کورکورانه هرگز در پی آن نبوده اند که بدانند این اصول از کجا آمده است و چرا چنین قید و بند های برای برادران آنها نبوده و نیست و صرف برای آنها است و اگر احیانا گاهی و باری هم نزد ایشان این چنین پرسش های پیدا شده است ازطرف مادران به آنها گفته شده است که تو دختر هستی وبه نوعی برای ایشان تسلیت داده شده است واگر باز هم نزد آنها سوال پیدا شده است که دختر هستی یعنی چه ؟ به این سوال کوچک زمانی که آنها بزرک شده اند و آنگاه به مفهوم پرسش خویش درجامعه مردسالارو سنتی ما پی برده اند که دختر بودن در این جامعه چه مفهوم و معنی دارد و یعنی چه !؟

 

 

رویــــــه و روش بـــــایـــــــدهـــــا و نـبــــــایـــــدهــــای والـــــدین با دخـتـــــــــران شــــــــان

 

 

باید و نباید های رفتاری والدین با دختران

 

دختران مهم ترين درس هاي زندگي را از زناني ياد مي گيرند كه به طورروزمره با آنها در تماس اند و رابطه نزديك وصميمانه اي با آنها دارند. هر چه تعداد الگوهاي زنانه اي كه دختران در پيش رو دارند، بيشتر و موفق تر باشند، آنان نيزچشم انداز وسيع تري از آينده پيش رو خواهند داشت؛ و هر چه راهنمايي ها و هدايت هايي كه به آنان مي شود واقع بينانه تر و انعطاف پذيرتر باشد، شانس آنان در انتخاب شيوه هاي زندگي شايسته و كارآمد بيشتر مي شود. در واقع هر تلاشي كه براي ارتقاء توانمندي ها و اعتماد به نفس دختران مي شود، بستگي به الگوهايي دارد كه از سوي زنان خانواده و محيط خود مي گيرند
پژوهش هاي بي شماري نشان مي دهند كه دختران تا سنين 10 ـ 12 سالگي از اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند، ولي بعد ازدوران بلوغ تحت تاثير هيجانات دروني، القائات محيطي و تغييرات فيزيكي بدن خود قرار مي گيرند و دچار ضعف و كاهش حس ارزشمندي وجود مي شوند. همين عامل، يعني عدم اعتماد به نفس منجر به كاركرد ضعيف درسي آنها، سستي روابط اجتماعي ومتعاقب آن ناتواني در حل بحران هاي زندگي شان مي شود، به حدي كه افكار و عقايد منفي، روحيه اي افسرده و پژمرده وناتواني در برقراري مناسبات دوستانه در آنها رشد مي كند. در حالي كه مي توان با استفاده از روش هاي ساده و كارآمد نه تنها آنها را نسبت به قابليت ها، استعدادها و توانايي هاي شان آگاه كرد، بلكه براي ورود به زندگي آينده شان نيز، آماده، مقاوم و انعطاف پذيركرد
اغلب دختران به دنبال حذف تفكرات كليشه اي، انديشه ها و نگرش هايي هستند كه به نوعي مانع پيشرفت آنان در ابعاد گوناگون اجتماع شده است. آنها مدعي اند كه پدرو مادر و ساير مراقبيني كه مسئوليت رشد و پرورش آنها رابه عهده دارند، موجب اين گونه افكار تبعيض آميز در مورد احراز نقش هاي مختلف بوده اند. با توجه به اين موضوع، چگونه مي توان به دختران كمك كرد تا با تصورات قالبي و سنتي دربارهٌ نحوهٌ زندگي آيندهٌ خود مواجه شوند و ديدگاه هاي نويني براي آينده خود ترسيم كنند؟

 

بدين منظورتوجه به چند پيشنهاد و راهكار زير مي تواند موثر باشد؛

 

رويارويي با ديدگاه هايي كه در رسانه هاي جمعي براي پذيرش نقش هاي منفي و منفعل زنان ارائه مي گردد
قدرداني اززناني كه دركتاب ها، فيلم ها و محافل اجتماعي به مقابله بانگرش هاي منفي دربارهٌ زنان پرداخته اند
حمايت از رويكردهاي تربيتي كه بر پايهٌ توانايي ها و رشد روحي ـ رواني كودكان استوار است.
از دخترتان بپرسيد؛ آيا عروسك مي خواهد يا كاميون؟ جعبهٌ جواهرات مي خواهد يا مجموعهٌ وسايل آزمايشگاهي؟ ترجيح مي دهد فلوت بزند يا طبل؟ پيراهن تازه مي خواهد يا يك برنامهٌ كامپيوتري؟ و هيچ گاه فكر نكنيد كه مي دانيد دخترتان چه مي خواهد.
دختران حق دارند كه خواسته هاي شان را مشتاقانه و مبتكرانه بيان كنند.
به دختران مهارت هايي بياموزيد كه بتوانند به آن وسيله روي پاي خود بايستند و نظرات شان را بدون اين كه مرتباً از همه معذرت بخواهند به راحتي ابراز كنند.
دختران را در تصميم گيري هاي خانه، مدرسه و فعاليت هاي آموزشي فرهنگي بعد از مدرسه شركت دهيد. به آنها نشان دهيد كه رسابودن صدا ي شان مي تواند مشخصهٌ موثري درزندگي آيندهٌ خود و اطرافيان شان باشد
اطمينان حاصل كنيد كه دختران شرايط عادلانه براي اخذ موقعيت هاي اجتماعي در اختيار دارند
دختران حق دارند كه به پيشرفت هاي شان افتخار كنند، آزادانه تلاش كنند و گاهي هم تصميمات مهم و مخاطره آميزي اتخاذ نمايند
به دختران كمك كنيد تا مهارت ها و اعتماد به نفس شان را با گفتن جملاتي مثل سعي مي كنم ، تلاش مي كنم ...، تقويت كنند و كم تر جمله هايي مثل نمي دانم چطور؟ ، نمي كنم ، نمي خواهم و يا نمي توانم بگويند
مطمئن باشيد كه دختران در شرايط مساوي براي ابرازعقيده بدون اين كه كلام شان قطع شود ، هم چون ساير افراد ديگر ـ ابتكار عمل وتوانائی انتخاب روش را دارند

 

مانع فعاليت هاي خلاقانه دختران نشويد. آنها را تشويق كنيد تا مشتاقانه به دنبال موفقيت هاي گوناگون زندگي شان باشند. بدوند، فعاليت كنند، گاهي نامرتب باشند، اشتباه كنند ولي به دنبال اهداف و آرمان هاي شان باشند
فرصت هايي براي دختران پيش آوريد كه استعدادها و شايستگي هاي شان ديده و شنيده شود و بتوانند دربارهٌ اهداف عاليه آيندهٌ خود آزادانه صحبت كنند
دختران را زيبا، قشنگ و دلفريب نخواهيد ، بلكه آنها را قوي، باهوش و جسور بخواهيد
به دختران ياد بدهيد كه براي زندگي چيزي فراتر از اندازه، ظاهر و صورتي فريبنده لازم است
به دختران اين توانايي را بدهيد كه ديدي فكورانه نسبت به القائات رسانه ها، مطبوعات و فيلم هايي كه دربارهٌ دختران تهيه مي كنند، داشته باشند. از خود بپرسند آيا قضاوت هايي كه دربارهٌ زنان و دختران در اجتماع مي شود، درست است؟...
دختران را به دليل تلاش ها، مهارت ها و موفقيت هاي شان تمجيد و تحسن كنيد، نه براي زيبايي صورت و لباس پوشيدن شان
به دختران روش هاي مقابله با استرس ها و فشارهاي رواني را بياموزيد. پژوهش هاي مختلفي نشان مي دهند كه دختران بيش ازپسران تحت فشارها و اضطرابات گوناگون قرارمي گيرند. بهترين شيوهٌ كاستن از اين گونه احساسات و هيجانات دروني، ورزش، فعاليت هاي هنري ـ فرهنگي، آرام سازي رواني و رفتن به محيط هاي آرام طبيعت است

 

روش هاي ورزشي دفاع از خود و تقويت جسماني را به دختران پيشنهاد كنيد
به دختران بگوييد در مكان هايي كه احساس امنيت نمي كنند، با هم باشند. با توجه به تفاوت هاي گوناگون اجتماعي ـ فرهنگي خود، در صدد يافتن راه هايي براي مقابله دختران با ناامني هاي جامعه باشيد
دختران حق دارند كه خودشان را براي كارها و مشاغل آينده شان آماده سازند و استقلال فكري داشته باشند
زناني را به دختران معرفي كنيد كه در عين داشتن مشاغل اجتماعي، به زندگي خانوادگي شان و به تربيت فرزندان مي رسند
فرصت هايي براي دختران به وجود آوريد كه بتوانند نقش هاي گوناگون اجتماعي، تجارب و فعاليت هايي كه معمولاً براي پسران مناسب مي دانند، آشنا شوند. دختران ممكن است به آچار دست نزنند، نجاري ياد نگيرند، تعميركار برقي نشوند، اما اگرآنها را به انجام چنين كارهايي هدايت و تشويق كنيد ممكن است خود را در آن درگير نمايند و شيوه استفاده از ابزار را ياد بگيرند

 

افسانهٌ شاهزاده اي سوار بر اسب سفيد رافراموش كنيد. اغلب زنان امروز براي داشتن زندگي آينده شان كار و تلاش مي كنند پس دختران را به اميد شاهزاده اي كه مي آيد و او را به دنياي شگفت انگيز روياها مي برد، بار نياوريد
دربارهٌ مسائل مالي خانواده صراحتاً با دخترتان صحبت كنيد. به او ياد دهيد كه تصميم گيري هاي مالي صحيح، بخشي از زندگي روزانهٌ هر انساني است. دربارهٌ درآمدها، مخارج و بودجهٌ خانواده با او صحبت كنيد و سعي كنيد به او بياموزيد كه چگونه مي تواند بيلان خرج و مخارج را بدون كم وكسري هاي ماهيانه حفظ كند
توجه داشته باشيد، طرفداري از دختران به منزلهٌ طرد پسران نيست

 

امروزه بسياري ازمردان به دنبال ايفاي نقش هاي پدري شان هستند و سعي مي كنند با ناديده گرفتن جنسيت فرزندان شان، ويژگي هاي پسنديده و مثبت انساني را در آنان پرورش دهند. والدين مي توانند با كمي تفكر و تعمق دربارهٌ اعمال و رفتارشان دريابند كه چه پيامهايي را به فرزندان خود(به ويژه دختران) انتقال مي دهند. براي مثال، دختر خردسالي كه همواره شاهد اظهارنظرهاي پدر و مادرش است و متوجه مي شود كه هميشه حرف پدرش بدون پشتوانه منطقي پيش است، مسلماً نگرش نااميد كننده اي دربارهٌ دختر بودن خود پيدا مي كند. پس اكنون زمان آن رسيده است كه رفتارها، عكس العملها و تاثيراتي كه اعضاي خانواده بر يكديگر مي گذارند، مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد و سعي كنيد موقعيتي فراهم آوريد كه صداي فرزندان تان ـ چه دختر و چه پسر ـ يكسان شنيده شود. تحقيقات نشان مي دهند كه دختران از ترس اين كه مورد تمسخر و انتقاد سايرين قرار نگيرند، ترجيح مي دهند سكوت پيشه كنند و بي هيچ كوششي براي جلب توجه ديگران سا كت و بي صدا بمانند. در حالي كه پسران مدام در حال بحث، اظهار نظر و يكه تازي هستند. دانستن اين موضوع كه والدين همان قدر كه به پيشرفت پسرشان اهميت مي دهند، به پيشرفت دخترشان نيز اهميت مي دهند، تأثير عميقي بر خود پندارهٌ دختران مي گذارد و موجب تقويت حس ارزشمندي، كفايت وشايستگي شان مي شود. آن چه يك دختر نوجوان نياز دارد، آن است كه مي تواند با اتكا به خويشتن راه زندگي خود را پيدا كند و از فرصتهايي كه براي شكوفا شدن قابليتهايش در اختيار دارد، بهره برد

 
 

کاپی شده از سایت    -    کانون توسعه و تعاون افغانستان

 

 

گـــــــــذارش ســــــازمــــــان عـفــــــوبـــــین المــــــلـل

 

 کاپی شده از سایت   -     بی بی سی

 

عفو بين الملل: زنان در افغانستان خريد و فروش می شوند

براسا س گزارش عفو بين الملل، با وجود گذشت بيش از سه سال از سقوط طالبان، سو رفتار با زنان در افغانستان به طور گسترده همچنان وجود دارد

گزارش اين سازمان حقوق بشری می گويد زنان در افغانستان همچنان در خطرتجاوز، ربوده شدن و ازدواجهای اجباری اند

گزارش اين سازمان حقوق بشری می گويد زنان در افغانستان همچنان در خطر تجاوز، ربوده شدن و ازدواجهای اجباری اند.

عفو بين الملل می افزايد که سوء رفتار با زنان معمولا چشم پوشی می شود و متجاوزان به حقوق زن با مجازات روبرو نمی شوند.

سنت های زندگی فئودالی در افغانستان بسيار ريشه دار است و بر اساس آن به زن به چشم دارايی نگريسته می شود. بنابرين تجاوز به آنها قتل و زندانی کردن شان بدون مجازات باقی می ماند.

اين گزارش به نمونه ای اشاره می کند که در آن دختری که به زور به ازدواجی اجباری تن داده بود به دليل کتک خوردن دائمی در هنگام بارداری کوشيد تا به خانه پدری اش بگريزد اما والدينش او را وادار به بازگشت به خانه شوهری کردند زيرا آبروی خانواده را در خطر می ديدند.

عفو بين الملل می گويد زنان در افغانستان مانند کالا برای پرداخت وام و مناقشات مالی خريد و فروش می شوند.

گزارش عفو بين الملل خواستار اصلاحات قضايی برای بهبود قوانين در دفاع از حقوق زنان و نيز آغاز کارهای آموزشی دولت برای تغيير سنت هايی شده است که با زن مانند انسان فروتر رفتار می کنند

 

 |       Women       |       Women-1        |        Women-2        |        Women-3        |        Women-4         |        Women-5        |       Women-6        |     Women-English        |


     

 
 

Women 1

مـس افـغـانـســـتان ســـــال 1972

 

کانـدیـدا دختـر شایـســته افـغـانـســـــــتان در ســــــال2003 

 

دخــتری افغان، اولين ملکه زيبايی مسلمان انگلستان شد   2005

 

ستاره بهرامی کاندیدا ملکه زیبائی 2005

 
 

تاریـخـچـه روز بـــیـن الـمـلـلـی روز زن 8 مـــارچ

 

بررسی وضعیت زنان افغان در گفتکو با سیما ثمر ریس کمیسیون حقوق بشر افغانستان

 
 

حقـــوق زنـان از طریــق مــبارزات پــارلـمــانـی

 
 

انــــدوهنــــامهء ســــرنـوشـــــت زن در افـغـــــانســــتان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

Esterdad is an afghan website that it invate Afghan People come together to build National Unity , Friendship and a new Afghanistan.   افغان استرداد وب سایتی که افغان ها را دعوت به وحدت ملی , همبستگی واعمار یک افغانستان نوین مینماید


| Esterdad all rigths reserved | Authors : K.R.Seddiqi and A.Seddiqi |